لحظه ها میگذرند و روزها را خاکستری میکنند
و من در گرد و غبار این ثانیه ها میدوم...
به دنبال چه نمیدانم!
هراسانم از آنکه فصل ها پوست بیندازند
و من هنوز در کالبد خویش بمانم
شاید خیالی است بس بیهوده که رسیده باشم
به آنچه خواسته ام
به آنچه باید میرسیدم
و به آنچه که لیاقت رسیدن به آن را داشته ام
تشنه لبم...
دروغ است اگر بگویم به جرعه ای بیش نیازمند نیستم!!
دریامیخواهم, به وسعت آفاق, به سعت دریا!!
تاریخ : چهارشنبه 91/9/15 | 4:34 عصر | نویسنده : فاطمه نوریان | نظر
.: Weblog Themes By Pichak :.